امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

عشق فسقلی من

ای جان با حرف زدنت

خرداد ماه 1393 تو عزیزدلم 1 سال و 9 ماه داری یه عالمه شیطون شدی و همش اذیت میکنی. تازه برامون شعر هم میخونی. بهت میگیم شعر تمیزه بخون میگی: اَمیـــــزه اَمیـــــــزه اَمیـــــــــزه تازه با ناز سرت رو هم تکون میدی بهت میگیم شعر  بازی بخون میگی: بـــــــازی بـــازی بـــــــــازی  بهت میگیم شعر آی نعنا بخون صداتو یکم کلفت و مردونه میکنی میگی: آی نعنــــا آی نعنـــــــــــــا من قربون حرف زدنت بشم خاله اینقد با نمک حرف میزنی که حد و حساب نداره. یه مدت به بستنی میگفتی مامیــــــــس بعدش تغییر کرد میگفتی بـــَســــَســـین چقد سختش میکنیا تازگیا هم میگی بـــــــَســـَنی ای جووووووووووووون یا گفتنت امشب ر...
19 خرداد 1393

وروجک خاله

تازگیا همش میری گوشی تلفن رو برمیداری و میگی : الو بوبی؟ یعنی الو خوبی؟ بعضی وقتا تلفن رو برمیداری میگی : اَلـــــام یعنی: سلام  بعد میگی: الو بوبی؟ عزیزدل منی خاله با این کارات و شیطونیات. تازگیا هم حسابی اذیت میکنی و خونه رو به هم میریزی . دو روزی هست یاد گرفتی خودکار برمیداری میکشی رو در و دیوار. قبلنا خودکار و مداد برمیداشتی فقط روی کاغذ میکشیدی اما تازگیا همه دیوارای خونه مادر جون خودکاری شده   دیگه عادت کردی همش با بابا صفر بری مغازه و خرید کنی. همش میگی: مـــــــــُغـــه یعنی بریم مغازه بهت که میگیم مغازه چی میخوای میگی: آب مــیــــــه یعنی آب میوه و اِلـــــــه یعنی ژله بعضی وقتا هم میگی: بـــــَنـــَنــی ی...
6 خرداد 1393

با نمک ترین کوچولوی دنیا

عزیز دلم الان خرداد 93 هستیم و 1 سال و 8 ماه داری حسابی شیطون شدی و اذیت میکنی. عینک آفتابی دایی جون رو برداشته بودی و میزدی به چشمات و ناز میکردی. من فدای تو بشم کوچولوی خاله که اینقد نازی       تازگیا میری همش لیوانت رو برمیداری و آب میریزی داخلش میری به گلای توی حیاط آب میدی. بعضی وقتا هم آبپاش رو برمیداری میری روی گلا آب میپاشی تازه بعضی وقتا دیگه حسابی شیطون میشی با آبپاش دنبال بقیه میفتی و حسابی آب میریزی رو بقیه       ...
6 خرداد 1393
1